السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
185
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نوعيت خود دست بر نمىدارد و جاى خود را به نوع ديگرى نمىدهد . لذا هميشه وجود رابط ، وجود رابط مانده و وجود مستقل ، وجود مستقل مىماند همانطور كه انسان هيچ گاه نوعيت خود را با انواع حيوانى ، مانند فرس ، بقر و غنم عوض نمىكند . اما اگر اختلاف اين دو ، اختلاف نوعى نباشد وجود رابط خواهد توانست از حالت غير مستقل بودن معزول شود و وجود استقلالى پيدا كند . مؤلف حكيم رحمه الله مىگويد : حق ، سخن دوم است . وجود رابط همچون معانى حرفيه - كه مىتوان آنها را به چشم مستقل نگاه كرد و به آنها به عنوان كلمات مستقل التفات نمود - مىتوان به عنوان مستقل عنايت كرد و آنها را وجود مستقل قرار داد . اگر حروف را مستقل لحاظ كنيم ، خواهيم توانست آنها را مبتدا و خبر قرار دهيم . مثلًا بگوييم « مِن » و « الى » براى ابتدا و انتها به كار مىروند . در حالى كه اگر آنها « حرف » مانده بودند چنين كارى ممكن نبود . زيرا حرف ، مبتدا و خبر قرار نمىگيرد . ديدگاه مؤلف در مورد اختلاف وجود مستقل و رابط متن الحقّ هو الثّانى ، لما سيأتى فى أبحاث . . . المفهوم المستقل المنتزَع من المستقل . ترجمه حق ، سخن دوم است ( عدم اختلاف نوعى ) . به جهت آنكه در بحث علت « 1 » و معلول خواهيم گفت كه نياز معلول به علت ، در ذات معلول نهفته است . بدين معنا كه معلول ، عين حاجت به علت و قائم به اوست و استقلالى بدون علت ندارد . مقتضاى اين سخن اين است كه وجود هر معلول ، خواه جوهر و خواه عَرَض ، گرچه موجود فى نفسه و مستقل هست لكن در مقايسه با علتش وجود رابط به حساب مىآيد ؛ اگرچه به خودى خود و
--> ( 1 ) . ر . ك : به فصل پنجم از مرحله هشتم